پیام سوم از عشق بی حاصل

من بازمانده ی غذا را نمی خورم چه برسد به بازمانده ی احساس ، پس برو …

 

همیشه یادمون باشه از اومدن یکی توی زندگیمون ذوق مرگ نشیم تا وقتی که تنهامون گذاشت و رفت دق مرگ نشیم …

 

 

سریع ترین نقاشی بودی که دیدم ، در یک چشم به هم زدن روزگارم را سیاه کردی !

 

 

مرا می شکنی و سرت را با افتخار بالا می گیری !

 

ببین از سقف بالای سرت چگونه اشک چکه می کند ؛ مغرور نباش که روزی این سقف شکسته روی سرت خراب می شود …

 

 

دلم تنگ شده برای وقتی که می گفتم دلم واست تنگ شده …

 

دلم تنگه برای لبخند خودم ، دلم برای همه چیز تنگ شده جز بودنت !

 

 

 

 

مراقبت

اینو بدون

سخن های زیبا

ارزو

شــیشــه هـای اتــومبــیل

 

 

دیــده ای شــیشــه هـای اتــومبــیل را

 

وقـــتــی ضربـــه ای مـــی خــورنـد و مـــی شــکنـنـد !؟

 

دیــده ای شـیشــه خــرد مــی شــود

 

ولــی از هــم نمــی پاشــد !؟

 

ایـــن روزهـــا همـــان شــیشــه ام ؛

 

خــرد و تــکـه تــکــه ،

 

از هــم نـمـــی پــاشـم ولـــی شــکـستـــه ام ...

 

عذاب عشق

سنگ هایی که به دیوار فراق تو زدم

کعبه میشد من اگر خانه بنا می کردم …

 

 

درد ، مرا انتخاب کرد

 

من ، تو را

 

تو ، رفتن را

 

آسوده برو ! دلواپس نباش

 

من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم

 

 

گلم خاری شد و با بادها رفت

 

اثر از ناله و فریادها رفت

 

خیال وصل می پختیم هیهات

 

چه آسان می توان از یادها رفت

 

برای بعضی از آدمها محبت مثل فیلم خارجی بدون زیرنویس می مونه ؛ نمی فهمنش !

 

 

هی فلانی !

تمام کتاب هایم را ریختم کف اتاق ، دانه دانه ورق زدم و کلنجار رفتم ولی در هیچ لغتنامه ای هیچ واژه ای نبود تا حماقت دلم را توجیه کند …

 

مهم نیست چند سالته ، وقتی یاد گرفتی جواب دوست داشتن رو با جفتک انداختن ندی بهت میگن “آدم”

 

 

دقت کن ! رسیدن به من آسون نیست ؛ اگر ههمتشو رو نداری ، آسیبی به درخت نزن

 

اسباب بازی هایش را جمع کردم ، ماتم برد وقتی دلم را میان آنها دیدم !

 

 

 

 

 

فهرست موضوعی دعاهای قرآن

فهرست موضوعی دعاهای قرآن                

 

 هنگام سوار شدن بر مرکب

بِسْمِ اللّه مَجْریها وَمُرْسیها إِنَّ رَبّی لَغَفُورٌ رَحیم «هود (11) آیه 41»··· 18

سُبْحانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنا هذا وَما کنّا لَهُ مُقْرِنِینَ * وَ إِنّا إِلی رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ «زخرف (43) آیات 13 و14»···

ادامه نوشته

دعاهای کامل از قرآن و سنّت

دعاهای کامل از قرآن و سنّت

دعای قرآنی

•           رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی * وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی   .

•           رَبِّ زِدْنِی عِلْمًا.

•                                   رَبِّ أَنزِلْنِی مُنْزَلا مُبَارَکًا وَأَنْتَ خَیْرُ الْمُنزِلِینَ

ادامه نوشته

رها کردن کاکتوس سخنه

روزنه آنلاین

اگر کسی به اندازهای که دوستش دارید دوستتان ندارد ، رابطهتان را تا نا کجا ادامه ندهید ، به خودتان امید ندهید که بالاخره روزی دوستم خواهد داشت ، اینکه گاهی از طرف او پذیرفته میشوید وگاهی نمی شوید کلافه تان خواهد کرد ، گویی در جا می دوید هر چقدر تلاش میکنید به جایی نمی رسید ،این نرسیدن دایمی خسته تان میکند،خشمگین میشوید، افسرده میشوید ، خودتان را قانع نکنید که اگر دوستم نداشت این همه مدت نمی ماند
او بخاطر خودش با شما مانده شما با توجه و محبتی که به او میکنید احساس دوست داشتنی بودن به او میدهید، غرورش را ارضا میکنید باعث رشد عزت نفسش میشوید ، پس چرا با شما ادامه ندهد؟
وقتی به کسی که دوستتان ندارد نزدیک میشوید گویی به کاکتوس نزدیک میشوید هرچه بیشتر نزدیک شوید ،بیشتر زخمی میشوید پس کاکتوس هایتان را رها کنید،
در صورتیکه محبوب تان واقعا شما را دوست داشته باشد تمام تلاشش را برای جبران رفتارهای متناقض و بی توجهی های گذشته اش انجام میدهد...
کاکتوس هایتان را رها کنید

دعا

بارالها

برای همسایه ای که نان مرا ربود نان،

برای دوستی که قلب مرا شکست مهربانی،

برای آنکه روح مرا آزرد بخشایش،

و برای خویشتن خویش آگاهی و عشق

میطلبم.

معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان می آید،از هر میوه ای که دوست دارند بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.

فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به کودکستان آمدند.

در کیسه بعضی ها دو,بعضی ها سه،و بعضی ها پنج,میوه بود

معلم به بچه ها گفت:
تا دو هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند.
روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی میوه های گندیده. به علاوه،آن هایی که میوه های بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند.

پس از گذشت دو هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند.
معلم از بچه ها پرسید: از اینکه دو هفته میوه ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید؟

بچه ها از اینکه مجبور بودند ، میوه های بد بو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند.

آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی،این چنین توضیح داد:

این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید.

بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می کنید. حالا که شما بوی بد میوه ها را فقط برای دو هفته نتوانستید تحمل کنید...

پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟

با همدیگر دوست باشیم برای همیشه

پیامهای سری دوم به عزیزم

آدم بدون دوست ، چون کتاب بدون جلد است !
..............................................................

بلبلان از بوی گل مستند و ما از روی دوست
دیگران از ساغرو ساقی و ما از یاد دوست
............................................................

خرابتم ، نذار هرکی از کنار ما رد میشه ، بگه این خراب شده مال کیه !
................................................................................................

قلب من جایگاه رفیقی است که شقایق ها حسرت آن را می خورند
.............................................................................................

از اوج فلک ستاره چیدن سخت است / دور از منی و به تو رسیدن سخت است
ای دوست که بی تو زندگی زندان است / بدان که از تو دل بریدن سخت است
..........................................................................................................

یاد ما خواه بکن خواه مکن ، مختاری / لیکن ای دوست بدان همه جای دلم جا داری
...............................................................................................................

فرشته ها همیشه وجود دارن،اما بعضی وقتا چون بال ندارن بهشون میگیم دوست
تقدیم به فرشته ی بی بالم که به داشتنش میبالم

حرف اتشین دل

 انسان اگر فقیر و گرسنه باشد بهتر از آن است که پست و بی عاطفه باشد.

اگه روی توزیباست

تقصیر دلم چیست اگه روی تو زیباست.....

 زیباییت به بیان نیست که از روی تو پیداست.....

من تشنه ی یک لحظه تماشای تو هستم.....

افسوس که یک لحظه تماشای تو رویا ست 

                                           

سوال جالب

میگن " زندگیت رو دست قلبت نده" ولی گاهی اوقات واقعاً دست آدما نیست قلبت باهات کاری میکنه که ترجیح میدی همه چیزی رو بدی دست احساسات ، حرف زدن خیلی راحته اما تو عمله که مردش میخوام!!

واقعاً چرا ما برای کسی گریه می کنیم که اصلاً به فکر ما نیست حتی اشک ما رو هم در میاره، درسته که آدمها همیشه عاشق بودن، وعشق و اشک هم رابطه ی تاریخی داشته و داره و میگن این حقیقت زندگیه ولی واقعاً حقیقت زندگی اینه ؟ این چه حقیقت تلخیه که اشک آدما رو در میاره؟

واقعاً چه کسای دوست داشتنی هستن اونایی که اشک ما رو در میارن یا اونایی که ما براشون گریه می کنیم!! این چه زندگی که همیشه اشک توش نقش اول بازی می کنه..........

ببینیدبودا تو همین زمینه چی میگه: اشک هایی که بشر تو این دنیا تاحالا ریخته، از آب اقیانوس ها هم بیشتره!! درسته که عشق به ما درس زندگی میده ، اما هر چقدر بیشتر این درس رو یاد می گیریم بیشتر آماده میشیم تا برای اون زندگی رو فدا کنیم. راستی چقدر به این حرف اعتقاد دارید: عاشق های واقعی درست مثل انسانهای بزرگ عمل میکنند، وقتی رسیدن به عشقشان سخت و مسیرش پیچیده میشه، باخودشون میگن: یا سرانجام عشق خود را خواهم یافت یاعشقی دیگر بنا می کنم.

خواسته یا ناخواسته باید یکی رو انتخاب کنی اما اینکه چه تصمیمی بگیری به عقیده من بستگی به دو طرف داره، گاهی اوقات یکی ازاین دوطرف باعث میشه آدم تصمیمی رو که نمی خواد بگیره  یعنی اینکه عشق دیگه ای رو بنا کنه..........

محاکمه عشق

محاکمه عشق

جلسه محاكمه عشق بود، عقل قاضی ، و عشق محكوم ....
به دلیل تبعيد به دورترين نقطه مغز يعنی فراموشی ، قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا با او مخالف بودند
قلب شروع كرد به طرفداری از عشق
آهای چشم مگر تو نبودی كه هر روز آرزوی دیدن چهره زیبایش را داشتی؟
ای گوش مگر تو نبودی كه در آرزوی شنيدن صدايش بودی ؟
وشما پاها كه هميشه مشتاق رفتن به سويش بوديد حالا چرا اينچنين با او مخالفيد ؟
همه اعضا روی برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند ،
تنها عقل و قلب در جلسه ماندند عقل گفت:
ديدی قلب همه از عشق بی زارند ، ولی متحيرم با وجودی كه عشق بيشتر از همه تورا آزرده چرا هنوز از او حمايت ميكنی !؟
قلب ناليد و گفت:
من بی وجود عشق ديگر نخواهم بود و تنها تكه گوشتی هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند و فقط با عشق ميتوانم يك قلبی واقعی باشم