میگن " زندگیت رو دست قلبت نده" ولی گاهی اوقات واقعاً دست آدما نیست قلبت باهات کاری میکنه که ترجیح میدی همه چیزی رو بدی دست احساسات ، حرف زدن خیلی راحته اما تو عمله که مردش میخوام!!

واقعاً چرا ما برای کسی گریه می کنیم که اصلاً به فکر ما نیست حتی اشک ما رو هم در میاره، درسته که آدمها همیشه عاشق بودن، وعشق و اشک هم رابطه ی تاریخی داشته و داره و میگن این حقیقت زندگیه ولی واقعاً حقیقت زندگی اینه ؟ این چه حقیقت تلخیه که اشک آدما رو در میاره؟

واقعاً چه کسای دوست داشتنی هستن اونایی که اشک ما رو در میارن یا اونایی که ما براشون گریه می کنیم!! این چه زندگی که همیشه اشک توش نقش اول بازی می کنه..........

ببینیدبودا تو همین زمینه چی میگه: اشک هایی که بشر تو این دنیا تاحالا ریخته، از آب اقیانوس ها هم بیشتره!! درسته که عشق به ما درس زندگی میده ، اما هر چقدر بیشتر این درس رو یاد می گیریم بیشتر آماده میشیم تا برای اون زندگی رو فدا کنیم. راستی چقدر به این حرف اعتقاد دارید: عاشق های واقعی درست مثل انسانهای بزرگ عمل میکنند، وقتی رسیدن به عشقشان سخت و مسیرش پیچیده میشه، باخودشون میگن: یا سرانجام عشق خود را خواهم یافت یاعشقی دیگر بنا می کنم.

خواسته یا ناخواسته باید یکی رو انتخاب کنی اما اینکه چه تصمیمی بگیری به عقیده من بستگی به دو طرف داره، گاهی اوقات یکی ازاین دوطرف باعث میشه آدم تصمیمی رو که نمی خواد بگیره  یعنی اینکه عشق دیگه ای رو بنا کنه..........