عذاب عشق
سنگ هایی که به دیوار فراق تو زدم
کعبه میشد من اگر خانه بنا می کردم …
درد ، مرا انتخاب کرد
من ، تو را
تو ، رفتن را
آسوده برو ! دلواپس نباش
من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم
گلم خاری شد و با بادها رفت
اثر از ناله و فریادها رفت
خیال وصل می پختیم هیهات
چه آسان می توان از یادها رفت
برای بعضی از آدمها محبت مثل فیلم خارجی بدون زیرنویس می مونه ؛ نمی فهمنش !
هی فلانی !
تمام کتاب هایم را ریختم کف اتاق ، دانه دانه ورق زدم و کلنجار رفتم ولی در هیچ لغتنامه ای هیچ واژه ای نبود تا حماقت دلم را توجیه کند …
مهم نیست چند سالته ، وقتی یاد گرفتی جواب دوست داشتن رو با جفتک انداختن ندی بهت میگن “آدم”
دقت کن ! رسیدن به من آسون نیست ؛ اگر ههمتشو رو نداری ، آسیبی به درخت نزن
اسباب بازی هایش را جمع کردم ، ماتم برد وقتی دلم را میان آنها دیدم !
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 1:28 توسط برهان
|