پیام چهارم از عشق بی حاصل
گمان میکردیم وقتی نباشم دلت میگیرد اما دیدم نه ! بدون من شادتری ، شلوغتری ، صدای قهقه خنده هایت تا اینجا هم شنیده میشود …
گویا من سد راهت بودم و تو دیگه آزادی ، مبارکت !
گفتم : تمام وجودم از آن تو بود ، مشکلت چه بود که با من چنین کردی ؟
گفت : آنقدر خوبی که حالم را بهم میزنی !!!
من و تو شباهت های متفاوتی با هم داریم :
هر دو شکستیم ؛ تو قلب مرا ، من غرورم را
هر دو رقصیدیم ؛ تو با دیگری ، من با سازهای تو
هر دو بازی کردیم ؛ تو با من ، من با سرنوشتم
و در آخر هر دو پی بردیم
تو به حماقت من ، من به .... تو
آری ، این شباهت های متفاوت هر روز آشکارتر میشود !
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 1:37 توسط برهان
|