چگونه خود را بشناسیم ؟

تا از بند ترس و گناه و استرس رهایی نیابیم،به دقت و توجه وآرامش دست نمی یابیم.پس خود را رها کنید . این دردها ما را از سویی بسوی دیگر میکشاند.باید بعضی از باورهای منفی و غلط را تغییر بدهیم. هر چند این کار مشکل باشد. شما رویا را فقط آرزو قلمداد نکنید، آنرا هدف اصلی خود بدانید.کلمات گاهی جذاب و گاهی سنگین و غیر قابل فهم بنظر میرسند. به این مسایل وسواس نشان ندهید.و در خود مقاومت منفی ایجاد نکنید.ما عادت داریم در سنین بالا فقط نصیحت گویی کنیم.بقدری در گفتارها و کتاب ها نصیحت گویی شده که فرزندانمان از این حرف ها خسته و زده شده اند.......! باید استعداد فرزندانمان را بشناسیم، در این راه به آنها کمک کنیم. هرگز اجازه ندهیم انگیزه ،و هدف مشخص شده آنها دگرگون شوند.بگذارید کودکانتان در شوق و اشتیاق خواست خویش اوج بگیرند.به آنها کمک کنید. ما نمی خواهیم از موازین علمی عدول کرده و به مسائل تخیلی بپردازیم. این نوشتار را توهم و قدرت خیال پردازی ندانید. ما میخواهیم با گفتارمان ذهن ها را روشن کنیم،تا بیشتر کنجکاو شوید.و از رسیدن به حقیقت خسته نگردید.اگر اساس اندیشه های ما دگرگون نشوند، سالیان سال در هاله ای از یک دیدگاه مرده بسر میبریم.دیگر نمی توانیم اندیشه های طبیعی و روان خود را جاری سازیم........... به همین دلیل حرف های ما را زاییده خیال پردازی و پندار بافی ندانید.چرا ما اجازه میدهیم برای ما نقش بازی کنند و دنیا را آنچنان که خود و دیگران می بینند برای ما شرح دهند ؟ ما باید، طور دیگری ببینیم. تا با خواست خودمان حرکت کنیم. دیگر کسی بما نقش بازی ندهد.ایجاست که ما از بند رها میشویم............... و تازه خود را می شناسیم