قرآن در کلام علی شریعتی
اگرچه این جملات که بسیار «دردمندانه» گفته شده،مربوط به 50 سال پیش است،
اما عجیب است که از آنوقت تا به حال،این اوضاع و احوال همچنان در جامعه ی قرآنی و اسلامی! ما جاری و ساری است،
و همانست که بود،تا ببینیم که سرانجام چه خواهد بودن . . .
«قرآن کتابی است که نام بیش از 70 سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است
و بیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات! آنهم حج و نماز !
کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست . . .
این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد،
جلدش رواج یافت!
و از آن هنگام که این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت،
از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و . . . شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند !
وبالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد . . .
قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند . . .

" چه کس مرده است؟؟ "
چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگانِ ما نازل کرده است .
قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک «نسخه عملی» به یک «افسانه موزه نشین» مبدّل کرده ام .
یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته، یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا «موزه سازی» کنیم ؟

قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ، آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند .. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ” احسنت …!"

” گویی «مسابقه نفَس» است ! . . ."
قرآن ! من شرمنده توام اگر به یک «فستیوال» مبدّل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ، خواندن تو آز آخر به اول ، یک « معرفت است یا یک رکورد گیری ؟ » ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ، حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند .
خوشا به حالِ هر کسی که «دلش» رَحلی است برای تو .
آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حَظ می کنند ، گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است.
آنچه ما با قرآن کرده ایم ؛ تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم .